کتاب عشق سالهای وبا | گابریل گارسیا مارکز | نقد و معرفی

دسته‌بندی: چی بخونیم؟ , کتاب
تاریخ: 10 آذر 1399
بازدید: 55 views
عشق در زمان وبا

کتاب عشق سالهای وبا دومین کتاب پر مخاطب و محبوب گارسیا مارکز بعد از کتاب صد سال تنهایی است.

کتاب عشق سالهای وبا یکی از عاشقانه های محبوب جهان است.

داستان جوانی لاغر اندام و نحیف از خانواده ای متوسط که فرزند نامشروع مردی است که صاحب یک شرکت کشتیرانی است.

در کودکی پدرش را از دست داده است و با مادرش که مغازه ای خرازی دارد زندگی می کند. در جوانی در تلگرافخانه مشغول کار می شود و وقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای وارد می شود، با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود.

فرمینا که مادرش را در کودکی از دست داده است با پدرش زندگی می کند و….

در سال ۲۰۰۷ از روی این کتاب یک فیلم هم ساخته شده است.

مارکز هرگز اجازه نداده بود از روی کتاب های او فیلمی ساخته شود اما بالاخره اجازه داد که عشق سالهای وبا به فیلم تبدیل شود.

گفته می شود او مبلغ ۷ میلیون دلار بابت این کار دریافت کرده است.

گابریل گارسیا مارکز
گابریل گارسیا

کتاب حلقه ای است، یک حلقه ی ماجرا را که می خوانی، حلقه باز می شود و با ماجرایی بزرگ تر، تکان دهنده تر، زیبا تر و غمگین تر رو در رو می شوی.

شخصیت های اصلی رمان هر کدام داستان خود را تعریف می کنند و در کنار داستان خویش با داستان شخصیت دیگر داستان رو در رو می شویم، شخصیت دیگر راوی می شود و داستان پیش می رود تا همه چیز شکل بگیرد.

داستانی از اواخر قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم.

درباره کتاب سالهای وبا

هرچند کتاب صد سال تنهایی یک کتاب عالی و مشهور است اما من کتاب عشق سالهای وبا رو بیشتر می پسندم. به نظرم خیلی راحت تر میشه با این کتاب ارتباط برقرار کرد.

کتاب عشق سالهای وبا

 همیشه فیلم ها و کتاب های با موضوع عشق تلخ شروع می شوند.

عشق در روزگار وبا به معنای واقعی کلمه یک داستان عاشقانه خوب است که به جرات می‌توان گفت هر خواننده‌ای از مطالعه آن لذت خواهد برد. شیوه‌ی استفاده مارکز از زمان در این رمان بسیار زیبا است.

مارکز ابتدا تصویری از حال را به شما نشان می‌دهد، بعد گذشته را مرور می‌کند و کم‌کم زمان را جلو می‌برد تا دوباره به زمان حال برسد و بعد به سمت آینده حرکت کند.

شخصیت‌پردازی‌های این رمان از جمله‌ی بهترین‌هاست. توجه مارکز به شخصیت‌های اصلی کتاب بسیار دقیق است و نوشته‌های او از احساساتی که این شخصیت‌ها را دربرمی‌گیرد بی‌نظیر است.

رفتار هیچ فردی را بیش از آنچه که باید شرح نمی‌دهد و به ماجراهای کتاب را درست و به اندازه تعریف می‌کند.

چرا همیشه باید سختی های راه بیشتر خودشان رو نشان بدهند؟؟ انگار یک قانون نانوشته وجود دارد که هرچیزی پیرامون عشق باید سخت و دشوار باشد… عشق سالهای وبا نیز از این قانون نانوشته پیروی می کند.

ولی خدا رو شکر مارکز آخر کتاب رو به نظرم من خیلی خوب تموم می کند و خواننده با رضایت کتاب رو میبنده. پیشنهاد می کنم حتما این کتاب رو بخونید و از اون لذت ببرید.

برش کتاب عشق سالهای وبا

اگر به موقع ملتفت شده بودند که حذر کردن از فجایع مهم زندگی زناشویی خیلی آسان تر از آزارهای کوچک زندگی روزانه است، ممکن بود زندگی برای هر دوی آن ها آسان تر شود ولی تنها چیزی که یاد گرفته بودند این بود که عقل موقعی به سراغ آدم می آید که دیگر خیلی دیر شده است.

مرد به رغم چندین عشق طولانی و پرمخمصه، یک بند فقط به او فکر کرده بود و پنجاه و یک سال و نه ماه و چهار روز سپری شده بود.

لزومی نداشت تا مثل زندانی ها روی دیوار سلول هر روز خط بکشد تا زمان را به خاطر داشته باشد و قاطی نکند.

 ترس او، ترس از مرگ نبود. نه، ترس از مرگ سال های سال بود که در قلبش وجود داشت و همراهش زندگی می کرد. سایه ای بود که به سایه خود او اضافه شده بود.

fateme mirzade

دیدگاه‌ها

رفتن به بالای صفحه

آدرس: مشهد، میدان آزادی، دانشگاه فردوسی، پشت سازمان مرکزی دانشگاه، نمایشگاه و فروشگاه کتاب انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد

تلفن: 05138802666