۰ از ۵
(از ۰ نظر)
موجود

کتاب اتاق اثراما دون اهو/آموت

کتاب «اتاق» Room نوشته‌ی «اما دون اهو» در سال ۲۰۱۰ منتشر شد. این اثر روایت ماجرای مادر و پسری است که در یک اتاق کوچک حبس شده‌اند. «ماما» و «جک» در این داستان سال‌ها تنها در یک اتاق زندگی می‌کنند به همین دلیل «جک»، شخصیت اصلی داستان هیچ تجربه‌ی مستقیمی‌ از جهان واقعی ندارد. او از زمانی که به یاد دارد تنها در این اتاق است و درکش از محیط تنها به همان چهاردیواری ختم می‌شود. «ماما»، که زن جوانی است امید به رهایی دارد و در طی این داستان در تلاش است تا بتواند پسرش را فراری دهد. فراری که موفقیت‌آمیز انجام می‌شود ولی مشکلات جدیدی را برای پسری که هیچ درکی از بقیه آدم‌ها و جامعه ندارد، ایجاد می‌کند.

تعداد
قیمت:
45,000 تومان

بخشی ازکتاب

دست در دست همدیگر از خیلی مسیرها عبور می کنیم و اجازه نمی‌دهیم ماشین‌ها لهمان کنند. دوست ندارم کسی دستم را بگیرد، بعد مادربزرگ پیشنهاد خوبی دارد، اینکه در عوض، زنجیر کیف‌دستی‌اش را بگیرم.

خیلی جیزهای زیاد در دنیا وجود دارد اما باید برایش پول بدهی، مثل مردی که در یک دکه ایستاده و چیزهایی را در جعبه‌های بزرگ و کوچک می‌فروشد. کارت‌های قرعه‌کشی که شماره دارند، احمق‌ها آن را می‌خرند به امید اینکه میلیون‌ها دلار برنده شوند.

از اتاق پست تمبر می‌خریم و عکسم را که در سفینه‌ی فضایی گرفته‌ام برای مامان می‌فرستیم. به یک آسمان‌خراش می‌رویم که دفتر کار پل است. می‌گوید واقعاً سرش شلوغ است و برایم آب‌نبات می‌خرد، آن‌هم از ماشین خودکار فروش شکلات و خوراکی.

با آسانسور می‌رویم پائین، فقط با فشار دادن یک دکمه که من این کار را انجام می‌دهم. به یک اداره‌ی دولتی می‌رویم تا مادربزرگ کارت امنیت اجتماعی تازه خود را بگیرد، چون قبلی را گم کرده است، آنجا سال‌ها و سال‌ها منتظر می‌مانیم. بعد مادربزرگ مرا به یک کافی شاپ می‌برد که آنجا لوبیا سبز ندارد، یک شیرینی به بزرگی صورتم انتخاب می‌کنم. یک بچه دارد ممه می‌خورد، تا حالا ندیده بودم، بهش اشاره می‌کنم و می‌گویم: «من سمت چپی رو دوست دارم، تو چطور؟» اما بچه به حرف‌هایم گوش نمی‌دهد.

مادربزرگ مرا عقب می‌کشد.

از این بابت متأسفم.

زن روسری‌اش را می‌کشد روی صورت بچه و دیگر نمی‌توانم ببینمش.

مادربزرگ زیر لب می‌گوید: «خیلی چیزها خصوصی هستند.»

بعد با دیانا و براونین به پارک می‌رویم تا به اردک‌ها غذا بدهیم. براونین تمام تکه‌های نان توی پلاستیک را خالی می‌کند و حالا نان‌های مرا می‌خواهد، مادربزرگ می‌گوید بهش بدهم چون او کوچک‌تر از من است.

دیانا می‌گوید درباره‌ی دایناسورها متأسف است، حتماً یک روز به موزه‌ی تاریخ حیات وحش می‌رویم.

وارد فروشگاهی می‌شویم که فقط کفش دارد، اسفنج‌های رنگی که سوراخ سوراخ است، مادربزرگ می‌‌گوید یک جفت را امتحان کنم، زردش را برمی‌دارم. بند ندارد و خیلی راحت است. مادربزرگ پنج دلار بابتش می‌دهد، بهش می‌گویم خیلی دوستشان دارم.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب اتاق اثراما دون اهو/آموت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

آدرس: مشهد، میدان آزادی، دانشگاه فردوسی، پشت سازمان مرکزی دانشگاه، نمایشگاه و فروشگاه کتاب انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد

تلفن: 05138802666